تبلیغات
دو رکعت عاشقی
دو رکعت عاشقی
جمعه 12 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : mohanna

به یاد استاد شهید مرتضی مطهری

من از تاریکی به روشنایی کوچ کرده ام
 در مدتی که تو به من علم آموختی آموخته ات شدم
 هزاران روزنه از تو تراوش میکند که سراسر نور است و نور

نور تو از خدا سرچشمه میگیرد و نور دیده ی  من از تو
تمام رازقی ها برای تو سر خم میکنند
 و من سر خم میکنم برای بوسیدن دستانت

تو را دوست دارم ای معلم
 به یاد خانمها اشتری نداف حسینی معلومی و همه ی
معلم هایی که تلاش کردند و زحمت کشیدن
تا از ما انسان بسازند
متشکرم و دوستتون دارم




نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 30 دی 1392 :: نویسنده : mohanna
خیلی خسته ام

برام دعا کنید




نوع مطلب :
برچسب ها :
شنبه 11 خرداد 1392 :: نویسنده : mohanna


جای خالیت را گلدانی سفالی
با گلی سرخ در دل خاکش نهاده ام.

عطر تو را نمیدهد میدانم ...
جایت را پر نمیکند میدانم...
اما تو را و یادت را هر روز در خاطرم زنده میکند....
بزرگ میشود میبینم هر روز بزرگ شدنش را .
نیت تو در دلم بود کاشتنش را.
جای خالیت احساساتیم میکند برای تکلیفی بزرگ
آماده ام میکند درست است آبی از این مسوولین برایمان گرم نشده
درست است وضع گرانی بدتر شده همه اش فشاریست رو قلبم
اما ادا نکردن تکلیف را چه کنم که فشاری میشود بر قبرم
حالا قد میکشد مثل پسرم امیر علی .
هر روز و هر روز ...
نمیدانم اگر بودی چطور میشد ؟
حال من خراب است این روزها ....
هوای دلم گرفته و ابریست .....
 هرگز ندیدمت ...
اما نمیدانم چرا هر روز دلتنگیم
برایت بیشتر و بیشتر میشود...

حالا میخواهم با اثر انگشتم حماسه ای خلق کنم

گرچه  اثر انگشتم کوچک است اما

تاثیری بزرگ بر سرنوشت کشورم دارد

که تو ای بزرگوار با شهادت خود و همرزمانتبه بزرگی

ایران افزوده اید

جایت هنوز در محفل دلم خالی مانده ...
لبم تو را صدا میزند دایی شهیدم...
در یادم ماندگاری تا همیشه....





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 1 اسفند 1391 :: نویسنده : mohanna
خواهش میکنم اگر کپی میکنید با ذکر منبع باشد ممنون از شما دوستان گرامی.......

 

خدایا زمین نیا

زمین نیا که همانجا جایت بهترین است

همان بالا که هستی باش اینجا زمین است وارثان زمین ، زمین را به گند کشیده اند.

همان بالا بمان اینجا زمین است زمین. همه چیز گران شده اما حیا و غیرت ارزان است آنقدر ارزان که

برادر ، حواهر را نمیشناسد.

وارثان زمین خود را میخورند تا به آنچه میخواهند دست یابند.

وارثان زمین تو را کشته اند در دل خود که هر کار میخواهند میکنند.

همه چیز را گران کرده اند اما عزت بنده ات را به حراج گذاشته اند آن هم با دوربین مدار بسته اما نمیدانم ، نمیدانم چرا فکر میکنند

تو  دوربین مدار بسته ی پیشرفته ات را خاموش کرده ای ، فکر میکنند از دید تو خارجند . آبرویی را به حراج گذاشته اند که تو بر

نگهداشتنش اصرار ورزیده ای.

آن بالا که هستی غریبی چه رسد بیایی به زمین....

دلم برایت تنگ شده است تو در دلم هنوز زنده ای این را وجدانم به من مژده داده است .

تو و تنها تو یی که جای حق نشسته ای از جایت تکان نخور همانجا بمان

زمین نیا آن بالا که هستی دستم راحت تر به تو میرسد خدااااااااااااااااااااا.

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 24 بهمن 1391 :: نویسنده : mohanna



وقتی عروس شدم و از خونه ی بابام رفتم خونه ی بختم  همه گریه کردند خواهرا و برادرا بابا و مامان.

وقتی رفتم دیگه رفتم جام توی خونه خالی بود اینو از خانواده میشنیدم.
اون وقتا که تازه عروس بودم کمتر بهم زنگ میزدند شاید هفته ای 2 بار.
الان که امیر علی به جمع خانواده پیوسته همه خوشحالند.
اون وقتا نمیگفتند بدون محنا خونه سوت و کوره نمیگفتند ما بدون تو چطور بمونیم نرو راه دور.
الان امیر علی 7 ماهه است میگن بدون امیرعلی چطور بمونیم .
دلتنگیها بیشتر شده.
آره من برای خانواده م بادامم و امیر علی مغز بادام حالا کدومش شیرنتره ؟
پوست یا مغز؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 5 مهر 1391 :: نویسنده : mohanna

پسرم

نازنینم

خوش اومدی

به دنیای ما

تو که از

پیش خدا اومدی

بهم میگی

خدا چه شکلی بود؟

 

 

 

 

 








نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 5 دی 1390 :: نویسنده : mohanna

سلام به همه ی دوستان خوبم

واقعا از همه تون معذرت میخوام که نیستم

اما قول میدم به زودی بیام

با یه عالمه مطلب جدید و شاد

یا علی





نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 8 آبان 1390 :: نویسنده : mohanna




28سال پیش بود اون روز كه میخواست به خط مقدم اعزام بشه

از همه خدا حافظی كرد .

دست پدر رو بوسید به مادر كه رسید خم شد ، نشست ، زانو زد

از بی تابی مادر بی تاب شده بود

مادر دست روی سرش كشید در آغوشش گرفت اونو غرق بوسه كرد

و حسین رفت پی سرنوشتش رفت و قلب مادر آتیش گرفت از رفتن حسین

10 ماه گذشت و برگشت با چشمانی باز و پر از عطر دیدار

مادر بی تاب بود بی تاب دیدار .... بغز 10  ماهه اش شكست از دیدن حسین

و حسین بعد از دیدار با مادر آرام گرفت و خوابید

حسین پر كشیده بود به سوی خدا او تشنه ی ملاقات با خدا بود....

دایی مهربونم تو رفتی تا ما بمونیم تا سربلند بمونیم اما تا سر بلند كردیم خبری نبود

از ارزشهایی كه بخاطرش جنگیدی كه برای احیای اون ارزشها قلبت تكه تكه شد تا ما عكست

رو ببینیم و عكست عمل كنیم

و جوانیت را فدای من و امثال من كردی تا یادت كنیم تا راهت رو ادامه بدیم ....

شرمنده ام .......

تو دریای آرامشی اما برای آرامش خودم هر روزقرآن میخوانم .

سالروز شهادتت پر از عطر لاله ....

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید، لاله، عكس، بوسه،
یکشنبه 3 مهر 1390 :: نویسنده : mohanna

 

 

 

بچگی را دوست دارم

قنداق مادر

شیر، پستانک

مای بیبی را دوست دارم

بچگی را دوست دارم

آن همه شیطنت

آن همه شور و شر

آن همه عشق را دوست دارم

بچگی را دوست دارم

کارتون تام و جری

عمو پورنگ

بیسکویت مادر را دوست دارم

بچگی را دوست دارم

لالایی مادر

آغوش پدر

ماچ مادر را دوست دارم

بچگی را دوست دارم

درس و مشق و مدرسه

اخم پدر

کتک مادر را دوست دارم

بچگی را دوست دارم نه بدان جهت که گفتم

بچگی را دوست دارم

چون:

گریه از تمام وجود

خنده از ته دل

فهم اندک را دوست دارم





نوع مطلب :
برچسب ها : كودكی، بچگی، ماچ، كتك، عمو پورنگ، لالایی، مدرسه،


بازار خنده گرم گرمه مدتیه شاهد پخش برنامه ای از سیمای جمهوری اسلامی ایران از شبكه ی 3 هستیم.
اما مسئله ای مطرحه و اون نارضایتی بهترین های كشور ما از این برنامه است كه در راس این نارضایتی و ناخشنودی خداست
شنیدین میگن دروغ و تهمت و غیبت 2 گناه محسوب میشه؟
یكی ضایع شدن حق خدا و دیگری ضایع شدن حق بنده ی خدا
مسخره كردن بنده های خدا نارضایتی خدا رو در پیش داره و رضایت كامل ابلیس رو.
ای كسانی كه ایمان آورده اید هیچ قومی ، قومی دیگر را مسخره نكند ،
چه بسا ممكن است كه مسخره شدگان از مسخره كنندگان بهتر باشند....و كسانی كه توبه نكنند از ستمكارانند(سوره ی حجرات آیه ی 11)
و ما هی میگیم و هی پیامك میزنیم و دریغ از حتی یكذره توجه به این تذكرات
و حرف آخر
پس رهاشان كن در حرفهای باطل خود فرو روند و سرگرم باشند تا روزی كه وعده داده شده اند(قیامت) دیدار كنند(سوره ی زخرف آیه ی 83 )




نوع مطلب : روزانه ها، 
برچسب ها : خنده، بازار، خنده بازار، مسخره كردن، غیبت، دروغ، تهمت، ابلیس،
سه شنبه 18 مرداد 1390 :: نویسنده : mohanna


خداوند، می اندیشم امروز آن روز است كه پس از مرگ و خفتنی كوتاهتر از زندگانی كوتاه

دنیا زنده و حاضر بازگشته و در محضرت حاضرم

 شگفتم نیست از آنچه كه حتی خودم از كردارم خاطرم نیست را پیش چشمم می آوری

و رو نمایی میكنی، كه پیش تر وعده كرده بودی

كه كردار گذشته و آثار وجودی آینده ام را همه ثبت خواهی كرد

 اما شگفت و حیرت از خویش دارم

 پروردگار، كه حتی با وجود چنین وعده ی روشنی

 كه در طول عمر به وضوح و مكرر بیم و بشارتم داده بودی

چگونه و چرا غافل مانده بودم؟

 و می اندیشم اكنون كه خداوند، در لوح محفوظ تو، من و اعمالم ثبت و شماره شده بودیم و به

شماره و اندازه ی خویش در محضرت و مقابل تو حاضریم

نمیدانم كه ندامت و طلب عفو به چه كارم می آید با آنكه هزارهزار مرتبه

 در وعده ات آگاهی آن ضمیمه كرده بودی كه زمان بازگشت و ندامت پیش از روز موعود

است و پس از آن بازگشتی نیست،

 می اندیشم خداوند امروز همان روز است.....

انا نحن نحیی الموتی و نكتب ما قدموا و آثارهم كل شئ احصیناه فی امام مبین





نوع مطلب :
برچسب ها : خداوند، موعود، بازگشت، وعده، امام مبین،
پنجشنبه 13 مرداد 1390 :: نویسنده : mohanna


كاش میتوانستم از عمق سرنوشت
 و از لابلای اشتباه و گناه
خود را به ساحل نجات برسانم
و در حسرت روزهای خوب و روشن
 و آرزوهای بر باد رفته ام غرق نشوم
و زندگی را آنگونه كه معبودم دوست دارد
با عشق به پایان برسانم
و تمام لحظاتم سرشار از او باشد.........





نوع مطلب : عاشقانه ها ، 
برچسب ها : گناه، اشتباه، سرنوشت،
شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : mohanna

خدایا شمعها رو برای دیدن تو روشن میكنم و پرده ها رو برای دیدن تو كنار میزنم

خدایا منو در كدوم روز آفریدی؟

چند شنبه بود كه موهایم را بر شونه ام ریختی؟

عصر بود یا صبح كه چشمانم رو به رنگ عاشقی پدر و مادرم درآوردی؟

ساعت چند بود كه منو با دو بالی از فرشته ی مهربون كه به امانت گرفته بودم به زمین فرستادی؟

خدایا از آن روز تا حالا چشم از آسمون برنگرفته ام. من اون دو بال رو اون فرشته ی خوشحال رو گم كرده ام

كاش قبل از فرشته ها به دنیا میومدم و تا قیامت تو آسمون ساكن میشدم

خدایا شرمنده ام كه برفها رو از سر كاجها برنداشتم و لحظه ای به آواز قناری گوش ندادم

شرمنده ام كه قبل از رسیدن به ایستگاه عشق از قطار پیاده شدم

منو ببخش كه تكه نونی رو نبوسیدم و از قبل اینكه به دنیا بیام بهت بدهكارم و هنوز نتونستم

یه لیوان بارون و یه دفتر پر از دوبیتی برات بیارم

خدایا ماه رمضون امسال كمكم كن خودم رو بهتر بشناسم و بجای ا ینكه خودسوزی كنم
خودسازی كنم برای بهتر شدن نه برای در جا زدن




نوع مطلب : عاشقانه ها ، 
برچسب ها : ماه رمضان، خدا، شمع، خودسوزی، قطار، ایستگاه عشق،
جمعه 31 تیر 1390 :: نویسنده : mohanna





خدا را شكركه مادرم هر روز از من ایراد میگیرد و سرم داد میكشد
این یعنی مادرم هنوز هست و من هنوز صدایش را میشنوم
خدا را شكر كه پدرم وقتی شبها دیر به خانه می آید از خستگی خوابش میبرد و من كه مدتها او را ندیده ام فرصت صحبت با او را ندارم
این یعنی پدرم هنوز توان كار كردن را دارد و از این توانایی احساس غرور و اقتدار میكند
خدا را شكر كه همسرم گاهی چیزهایی را به من یادآوری میكند كه خودم یادم هست
این یعنی همسرم كنارم است و هنوز من را تا پای جان دوست دارد
خدا را شكر كه علاقه ی همسرم به مادرش تمام شدنی نیست
این یعنی من را نیز تا ابد دوست دارد و رهایم نمیكند
خدا را شكر كه برادرانم هفته ای یكبار هم از من سراغی نمیگیرند
این یعنی اطمینان دارند كه زندگیم در رفاه است و من در امن و امان
خدا را شكر كه گاهی با خواهرانم بر سر چیزهایی دعوایمان میشود
این یعنی هنوز برای هم و رفتار هم دغدغه داریم
خدا را شكر كه مستاجرم
این یعنی سرپناهی برای زندگی دارم
خدارا شكر به خاطر همه ی این یعنی های زیبا كه به زندگیم امید ونشاطی بی حد میدهد





نوع مطلب :
برچسب ها :
شنبه 25 تیر 1390 :: نویسنده : mohanna



امشب شب فرشته هاست  فرشته ها آسمون رو آذین بستن

واسه ورود یه كودك آسمونی
اون كودك حالا بزرگ شده ؛ شده یگانه  منجی عالم بشریت ؛ شده سرور و مولای ما .
ای دل بی درد:
تا حالا شده شب تولدت چشمات گریون باشه ؟ تا حالا شده شب تولدت واسه  كسی گریه كنی كه گرسنه سر به بالین میذاره؟
تا حالا عزیزانت توی شب تولدت دلت رو شكستن؟
امشب همه جا این سر خیابون تا اون سر خیابون آذین بستن و چراغونی كردن كه مبادا مهدی زهرا از كوچه ای تاریك عبور كنه و كسی نبیندش . غافل از اینكه مهدی زهرا از دل ما عبور میكنه نه از خیابونهایی كه بوی مصرف ناحق بیت المال میده.
امشب دلت رو چراغونی كردی و آذین بستی ؟ از نیمه ی شعبان سال گذشته 1 سال میگذره اونی بودی كه گل نرگس ازت خواسته؟
چندتا گرسنه رو سیر كردی برای خوشحال كردن  مولات؟ چقدر سعی كردی تو این 1 سال گناهی مرتكب نشی تا سرمایه ای جمع كنی برای امشب تا بتونی كادوی تولد گل نرگس رو تهیه كنی؟
به این فكر كردی كه امشب مولات رو با كادویی كه بهش میدی و اون لحظه كه كادو رو میگیره و گریه میكنه اشكش از شوق ترك گناهته یا از شكستن دلش؟
واسه امشب چی تدارك دیدی برای تولدش كه بتونی خوشحالش كنی ؟ فكر میكنی دلت حریم امن مهدی زهرا شده؟
گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم  گفتا كه من هم از تو ترك گناه خواهم
گفتم كه ای امامم از ما چرا نهانی  ؟  گفتا به چشم محرم همواره آشكارم
التماس دعا






نوع مطلب :
برچسب ها : آذین، آسمون، فرشته، تولد، كادو، گل نرگس، منجی، نگاه، گناه،


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ

شب های بلند بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه گنم
گویند خداوند گنه می بخشد
گیرم که ببخشد از خجالت چه کنم
مدیر وبلاگ : mohanna
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :