تبلیغات
دو رکعت عاشقی - شكرانه های من
دو رکعت عاشقی
جمعه 31 تیر 1390 :: نویسنده : mohanna





خدا را شكركه مادرم هر روز از من ایراد میگیرد و سرم داد میكشد
این یعنی مادرم هنوز هست و من هنوز صدایش را میشنوم
خدا را شكر كه پدرم وقتی شبها دیر به خانه می آید از خستگی خوابش میبرد و من كه مدتها او را ندیده ام فرصت صحبت با او را ندارم
این یعنی پدرم هنوز توان كار كردن را دارد و از این توانایی احساس غرور و اقتدار میكند
خدا را شكر كه همسرم گاهی چیزهایی را به من یادآوری میكند كه خودم یادم هست
این یعنی همسرم كنارم است و هنوز من را تا پای جان دوست دارد
خدا را شكر كه علاقه ی همسرم به مادرش تمام شدنی نیست
این یعنی من را نیز تا ابد دوست دارد و رهایم نمیكند
خدا را شكر كه برادرانم هفته ای یكبار هم از من سراغی نمیگیرند
این یعنی اطمینان دارند كه زندگیم در رفاه است و من در امن و امان
خدا را شكر كه گاهی با خواهرانم بر سر چیزهایی دعوایمان میشود
این یعنی هنوز برای هم و رفتار هم دغدغه داریم
خدا را شكر كه مستاجرم
این یعنی سرپناهی برای زندگی دارم
خدارا شكر به خاطر همه ی این یعنی های زیبا كه به زندگیم امید ونشاطی بی حد میدهد





نوع مطلب :
برچسب ها :


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

شب های بلند بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه گنم
گویند خداوند گنه می بخشد
گیرم که ببخشد از خجالت چه کنم
مدیر وبلاگ : mohanna
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :